ذبيح الله صفا
1620
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
جمالى كنبو از عارفان و شاعران و نويسندگان پارسىگوى معروف هند در پايان سدهء نهم و نيمهء اول سدهء دهم هجرى بود . نخست جلالى تخلص مىكرد ولى بعد باشارهء مراد خويش شيخ سماء الدين چشتى تخلصش را بجمالى مبدل كرد . سفرهاى بسيار كرد و از آن جمله به حج رفت و در بازگشت آذربايجان و مازندران و فارس و خراسان را ديد و با چند تن از رجال علم و ادب ايران مانند ملا جلال دوانى و جامى ديدار كرد و چون بسال 898 بدهلى رسيد ملازم سكندر شاه لودى ابن بهلول لودى گرديد . [ سكندر شاه از 894 ببعد بر دهلى فرمان مىراند ] و بعد ازو از دربار پسرش ابراهيم ( 923 - 930 ه ) بدربار ظهير الدين بابر پيوست و بعد از بابر ملازم همايون پادشاه بود تا بسال 942 درگذشت و در جوار مرقد قطب الدين بختيار كاكى مدفون گرديد و مرقدش زيارتگاهست . ازو ديوان قصايد و غزلها و چند مثنوى ، از آن جمله مثنوى مهر و ماه به وزن خسرو و شيرين نظامى مانده است . كتاب سير العارفين او در شرح حال سيزده تن از عارفان بزرگ چشتيهء هند نوشته شده كه بيشتر آنان در تاريخ ادب فارسى صاحب نام و نشانند بدين شرح : خواجه معين الدين سجزى ( سگزى ) م 633 ؛ بهاء الدين زكرياى مولتانى « 1 » ؛ قطب الدين مسعود بختيار اوشى ( م 634 ) ؛ فريد الدين مسعود معروف به گنج شكر ( م 670 ) ؛ صدر الدين عارف ؛ نظام الدين محمد بداؤنى معروف به اوليا ( م 725 ) ؛ ركن الدين ابو الفتح بن صدر الدين عارف ؛ حميد الدين ناگورى ؛ نجيب الدين متوكل ؛ جلال الدين محمود اودهى ؛ سيد جلال الدين بخارى ؛ مخدوم جهانيان ( م 785 ) سماء الدين كنبو ( م 901 ) . اين آخرى خال و پدرزن حامد بن فضل الله جمالى و مراد و مرشد او بود .
--> ( 1 ) - دقت ! وى مؤسس سلسله سهرورديان مولتانست و چشتى نيست . بنگريد به همين كتاب ، ج 3 ، ص 175 - 176 .